AATISHGOORI- آتيش گوري = ناسزا گفتن به مرده
AAJILL- آجيل= آژير
AADERESHK-آدرشک = چندش آور
AADOOR-آدور = خار
ARTE-ارته خوردن = تلو تلو خوردن
ARRE DAS-اره داس = داس کوچک دندانه دار براي بريدن علف
OSSAGH-اساق = حيوان نازا ( حامله نشده)
ESPAR- اسبار = دوغ جوشيده شده که در مشک بريزند و ادويه جات خاص به آن بيافزايند
ESPES- اسپس = علف اسپرس بسيار شبيه به يونجه
AASTINOO- آستينو = پارچه مخصوص که هنگام کار کردن با تنور و آتش دور دست مي پيچند تا دست نسوزد
ESALKH- اسلخ = استخر آب
AASMOON GODARI- آسمون گداري منتهي عليه مسير سر بالايي که بعد از آن فقط اسمان پيداست
ESSI اسي = ابزاري ساده از جنس چوب براي نخ ريسي از پشم يا موي حيوانات
ESHTOW- اشتو = عجله
ESHKELOO - اشکلو = چوبي به طول تقريبي خودکار و قطر دو يا سه برابر براي متصل کردن خوره ها به هم و بستن بار کامل
ESHNOO- اشنو =
ASHIRE- اشيره = زاد آوري پشت سر هم و شير به شير
AFTOW KOOROW- افتو کورو = غروب آفتاب
AFTOWE-افتووه = آفتابه
ELLADE الاده = از روي عمد
ALOW - الو گرفتن = شعله ور شدن آتش
AALIZ- آليز = جفتک پراني حيوان
ENSEBA- انسبا = دستمزد کشاورز معادل با يک پنجم محصول برداشت شده
OWW- او = آب
OWCHIN- اوچين = چهار شاخي از جنس چوب تعداد شاخهاي بيشتر تا هفت عدد که به طرز ماهرانه اي با نخي از جنس روده حيوانات در کنار هم بسته مي شد
OW SAR- اوسار = افسار
OWGARMOW- اوگرمو = اشکنه (يک نوع غذاي محلي)
OLANG- اولنگ = چمن زاري که در محل هاي پر اب و خيس بوجود مي آيد
OOWAKH- اووخ = آن وقت
EWORDE- اوورده = شاخه هاي درخت(معمولا درخت گز) که روي هرسم ها ريخته مي شد براي پوشش سقف
AHN KHEZHDAR- آهن خژدار = گاو آهن
AYYARE- اياره = النگو
BABOO- بابو = پدر بزرگ
BADIYE- باديه = کاسه
BARBOLOOSH- باربلوش = شاخ وبرگ درختان
BAROON SHELAKHTE-بارون شلخته = باران رگباري و پر ضرب
BARIJ- باريج = خورجين راسته اي براي حمل بار بر چهارپايان
BAGH BAND- باغ بند = ابزاري براي کشيدن جوي و پشته در زمين هاي کشاورزي
BAFE- بافه گندم = دسته ي بزرگي از گندم هاي درو شده
BECHEGHAR- بچقار = بفشار ابگيري کردن لباس
BARJIN-برجين = خرمن کوب قديمي که به چهارپايان بسته مي شد
BARK- برک = خرمن کوچک و موقتي غلات که به صورت دايره وسط زمين جمع مي شد خوشه ها وسط قرار مي گرفت تا توسط حيوانات خورده نشود
BAST- بست زمين = ديواره سنگي که در زمينهاي شيبدار درست مي کردند براي صاف کردن زمين کشاورزي
BASH- بش = ديم
BASHN- بشن = سر وبدن
BOLOOZE- بلوزه = حيوان دست آموز
BOLEAT- بليت = آدم خيلي ساده
BON KHOON- بن خون = انتها ته يک راهرو مثل قنات
BON KOTY- بن کتي = ته تغاري
BOOKAN- بوکن = سازه هاي دست کند جهت نگهداري دام و علوفه
BIDE- بيده = علف اسپرس خشک شده
PAPETY- پاپتي = پا برهنه
PATOWVE- پاتووه = پارچه اي که دور ماهيچه ها و ساق پا مي بستند
PATTAL- پتال کردن- = هرس کردن
PECHAL- پچل = کثيف
PARPEROO- پرپرو = پروانه
PORDA- پردا = سر ريز آب کشاورزي که از ته زمين پس از آبياري سر ميرود
PORKESHI- پرکشي کردن = چند قدم عقب رفتن براي دور بر داشتن هنگام پريدن يا تنه زدن به چيزي
PARKI- پرکي = نصفي
PARNAKI- پرناکي = آماده پرواز شدن جوجه پرنده
PEZGOO- پزگو = جوش ريز عفوني
PESS- پس = حبوبات برشته آرد شده مخلوط با شکر
PENJEROO- پنجرو = نيشگون
POOLOOSHOONDAN- پولوشوندن = سوزاندن پشم و مو( کله گوسفند)
PIT- پيت = ظرف پلاستيکي بيست ليتري جهت حمل آب
PISH GAH- پيشگاه = خروجي - بالکن
PEYVAL- پيوال = محل خواباندن گله گوسفند
TEKHAR- تخار = کمترين علامت حياتي
TOKH TOKHOO- تختخو = قلقلک
TORBE- تربه = کوله اي مربع شکل با دوبند
TERSIDE ترسيده = پاره شدن نخ يا پارچه در اثر ضربه خوردن بين دو قطعه سخت مثل سنگ
TAAVAR- تعوار = سر و صداي خيلي خيلي کم
TEGHAAR- تغار کاسه بزرگ سفالي
TEGHAR- تغر = تگرگ
TOMBOON- تمبون = زير شلواري
TOMBID- تمبيد = خراب شد (ساختمان)
TILE- تيله دادن = هل دادن
JABIYE- جابيه = آبشخور حيوانات
JAZ- جاز = درمنه (گياه بوته اي که در قديم هيزم اجاق مردم بود)
JEZZOOK- جزوک = جوجه تيغي
JEGHELE- جغله = نوجوان زبل
JAFNE- جفنه = گياه بوته اي شبيه جاز
JEGH- جق = يوغ (ابزاري که بر گردن چهار پايان مي نهادند)
JEL GOWY- جل گووي = زير اندازي شبيه گليم که تار و پودش از باريکه هاي پارچه مي باشد
JALLE- جله = پشکل گوسفند
JOOWAL- جوال = کيسه ي بزرگ براي نگهداري وحمل آرد و گندم وغيره
JOOGH- جوق = جوي آب
JOOGHAN- جوقن = هاون
JIGHOO- جيغو کردن = تخمه شکستن و خوردن
CHAR CHELENG- چارچلنگ = چهار دست وپا
CHAGHID- چاقيد = به زرنگي رو هوا گرفت
CHAVOOSHI- چاووشي خواندن = مديحه ومرثيه سرايي قبل از سفر هاي زيارتي کاروانها از قبيل مشهد مقدس و کربلا و غيره
CHOBOSH- چبش = بزغاله نر يکساله
CHEPEKI- چپکي = وارونه
CHET PETOO - چت پتو کردن = در گوشي صحبت کردن
CHARKHOO- چرخو= ابزاري که حول يک محور ميله اي که در زمين فرو مي کردند مي چرخيد براي کلاف کردن نخ ها
CHARKHE- چرخه = بوته اي که شاخه هاي در هم تنيده آن به شکل توپ در آمده پس از خشک شدن با هر وزش بادي اين طرف و آن طرف مي چر خد
CHERRID- چريد = به هم ريخت ( براي مواردي که اشيائي به صورت منظم دسته بندي بوده به هم بريزند)
CHEGHCHE- چغچه = نوعي گياه بياباني که تازه روييده آن قابل خوردن است
CHOGHOOT- چغوت = گنجشک
CHEGHARDAN- چقاردن = فشردن - آبگيري کردن
CHEGHAL- چقل دادن = پرتاب کردن
برچسب: فرهنگ لغات و اصطلاحات کامپیوتر,فرهنگ لغات و اصطلاحات حقوقی,فرهنگ لغات واصطلاحات عرفانی,فرهنگ لغت اصطلاحات بیمه,فرهنگ لغات اصطلاحات پزشکی,فرهنگ لغات اصطلاحات کامپیوتر,فرهنگ لغت اصطلاحات پزشکی,فرهنگ لغت اصطلاحات انگلیسی به فارسی,فرهنگ لغت اصطلاحات حقوقی,فرهنگ لغت اصطلاحات عرفانی,
نویسنده: آرتین زارعی